نویسنده ایرانی، سفر در زمان (هخامنشیان)

نویسنده ایرانی: سفر در زمان (هخامنشیان)

نمونه تولید محتوا تاریخی و طنز. این مطلب اولین قسمت از مجموعه سفر در زمان است و به دوران هخامنشیان اختصاص دارد.

نویسنده ایرانی همیشه باید با مشکلات عجیب و غریبی دست و پنجه نرم کنه. در این مجموعه مطلب طنز، من، محمد دریکوند، نویسنده ایرانی (همچنین نویسنده محتوا) سفری به دوره های تاریخی مختلف می کنم تا ببینیم اوضاع نویسنده های ایرانی در این دوره ها چطور بوده. آیا نویسنده ها می تونستن آزادانه آثارشون رو منتشر کنن؟ آیا می تونستن درآمد از راه نویسندگی داشته باشند؟ در حال حاضر که مشکلات زیاده و درآمد خیلی کم؛ برای من نصف حقوق کارگری هم نیست!

نویسنده ایرانی در دوره هخامنشیان

نویسنده ایرانی در دوره هخامنشیان: سنگ، لوح رسی و پاپیروس!

بیایید از دوره هخامنشیان شروع کنیم؛ جایی که تمدن باشکوهی وجود داشته و مرزها حسابی گسترده بودن. به عنوان نویسنده ایرانی در این دوره تاریخی، من باید با زبان های پارسی باستان، عیلامی، آرامی و اکدی به اندازه کافی آشنا بودم (اولین چالش بزرگ!). همه با خط میخی نوشته شده و کاربرد خودشون رو داشتن.

زبان پارسی باستان، زبان رسمی بوده و در کتیبه های سلطنتی استفاده می شده. در غرب و جنوب غربی ایران زبان عیلامی کاربرد داشته و همچنین بعضی لوح های گلی و بایگانی های دربار رو به این زبان می نوشتن. زبان آرامی هم مثل انگلیسی امروزی در سراسر امپراتوری استفاده می شده. بد نیست به زبان اکدی هم اشاره کنیم که در بین النهرین رایج بوده؛ جایی که فکر نکنم گذرم زیاد بیفته. بد نبوده کمی یونانی هم بلد باشم؛ شاید سفارشی درخواستی از مرزهای یونانی نشین داشتم!

نویسنده ایرانی در زمان هخامنشیان می تونست مشغول نوشتن کتیبه های سلطنتی و اسناد اداری بشه. احتمالا از این طریق چندین سکه دریک (سکه طلایی هخامنشیان) به او می دادن. من با نام خانوادگی دریکوند، سکه دریک رو به سکه نقره و کالا ترجیح میدم! فکر می کنید ارتباطی بین این نام خانوادگی و سکه وجود نداره؟ مطمئن نباشید!

یکی دیگه از کارهایی که نویسنده ایرانی قدیمی می تونست در دوره هخامنشیان انجام بده، نوشتن پیام ها، مکاتبات رسمی و اسناد مالی و تجاری بود. برای مثال من باید این پیام ها و اسناد رو روی پاپیروس، لوح گلی، پرگامنت (پوست حیوانات) و لوح چوبی می نوشتم. این پیام ها و مکاتبات از طریق چاپارخانه (سیستم پستی هخامنشیان) به مقصد می رسیدن.

نویسنده ایرانی و خط میخی در زمان هخامنشیان!

شغل سخت و مشقت بار کتیبه نویسی

به عنوان نویسنده ایرانی از کارهای اداری و درباری خیلی خوشم نمیاد. پس سعی می کردم یک داستان حماسی بنویسم. اگر می خواستم که مردم این داستان حماسی رو بخونن، احتمالا باید اونو روی سنگ یا دیوار حکاکی می کردم (دومین چالش بزرگ!). برای این کار به قلم فلزی یا سنگی با نوک تیز نیاز داشتم. مکان هایی مانند تخت جمشید، بیستون و نقش رستم برای کتیبه نویسی بهترین بودن. احتمالا به نویسنده ناشناخته ای مثل من اجازه نمی دادن در این مکان ها حکاکی کنم.
چالش دیگه طول داستانه. اگه داستان خیلی طولانی بود، باید اونو روی یه کوه یا صخره بزرگ جا می دادم! پس بهتر بوده خیلی شلوغش نمی کردم و یه داستان کوتاه حماسی می نوشتم. فرض کنیم پادشاه یا یکی از بزرگان هخامنشیان این داستانو دیدن و از اون خوششون اومد. احتمالا دستور میدادن به زبان های دیگه هم ترجمه و حکاکی بشه. آخه امپراتوری چند زبانه است! من احتمالا درخواست می کردم یه تیم کتیبه نویسی داشته باشم. حکاکی روی سنگ خیلی سختر از نوشتن روی کاغذه؛ اونم وقتی خط میخی باشه و درخواست از طرف هخامنشیان.

نویسنده ایرانی در تالارهای هخامنشیان اجرای زنده می کند!

بیایید از کتیبه نویسی و حکاکی کمی فاصله بگیریم و سراغ روش های آسونتر بریم. 2500 سال پیش چیزی به اسم کاغذ و قلم به شکل امروزی وجود نداشت. اگه من به عنوان نویسنده ایرانی قدیمی، داستان یا حماسه ای می نوشتم، یه راهش این بود که خودم به صورت شفاهی بیانش کنم. این روش خیلی هم آسون نیست؛ به خصوص اگه مخاطب خود پادشاه و بزرگان باشن.

منظورم از اجرای زنده اینه که متن رو با صدای رسا برای مخاطبان بخونم یا اینکه از حفظ بگم. منظورم یه چیزی مثل شاهنامه خوانی با آواز نیست! اگه قرار بود با ساز و آواز اجرا بشه، من ترجیم می دادم یه گروه رو برای این کار بفرستم. برای افزایش جذابیت می شد از رقص و شراب هم بهره مند شد! فکر می کنم ترکیبی از داستان سرایی و نمایش می تونست کارساز بشه و توجه مخاطبان اون دوره رو به خودش جلب کنه.

سومین چالش بزرگ انتخاب موضوع و جزئیات داستانه. ممکنه داستانی با جزئیات زیاد تعریف بشه و پادشاه بگه: «نکنه قصد دارید وقت منو بگیرید؟ نمی دونید وقت من طلاست؟!» به عنوان نویسنده، از چاپلوسی خوشم نمیاد و حرفی از جنگ ها و پیروزی های امپراتوری در آثارم نمی زدم، اما ممکن بود درباریان دخالت کنن و بگن: «این مزخرفات به روحیه پادشاه نمی خوره!» خلاصه نویسندگی در دوره هخامنشیان درست مثل نبرد در میدان های جنگ کار سختی بوده.

نویسنده ایرانی در بزم های باستانی

نویسنده ایرانی در دوره های تاریخی مثل هخامنشیان نباید رویدادهایی مثل بزم و جشن ها رو از دست میداده. جایی که شعرخوانی و داستان سرایی به شکل شفاهی به همراه موسیقی برگزار می شد. البته غذاهای مفصل و نوشیدنی ‌هایی مثل شراب هم بخش جذابی از بزم بودند. من تا به حال لب به شراب نزدم و می ترسم کیفیت شراب های اون زمان خیلی بالا باشه و کلا گوشه ای بی هوش روی زمین ولو بشم!

بزم ‌ها بسیار شلوغ بودن. نوازندگان با سازهایی مثل چنگ، سُرنا و سازهای کوبه ای سرگرم نواختن در گوشه ای می شدن. جنگجویان و درباریان درباره پیروزی ‌های اخیر و آخرین اخبار لاف می زدن. رقاص ها بالا و پایین می پریدن و خلاصه سر و صدا زیاد بود. با این اوصاف، فقط افرادی با حنجره طلایی می تونستن توجه جمعیت رو به خودشون جلب کنن! شاید یه داستان جدید و جذاب می تونست این حرارت و هیاهو رو کمی آروم کنه. چالش بزرگ اینه که شراب و غذا به هر حال جذابتر از گوش دادن به یه ماجرا یا حماسه هستن!

خلاصه سفر

نویسنده ایرانی در زمان هخامنشیان باید با زبان های مختلف آشنا می بود. همچنین باید می تونست خط میخی رو روی سنگ، لوح گلی، پوست، چوب و پاپیروس می نوشت. همکاری با حکاک های حرفه ای کارو آسونتر می کرد. همچنین برای داستان سرایی و بیان شفاهی می شد از افرادی با حنجره طلایی، نوازندگان و رقاص ها کمک گرفت! اگر همه چیز خوب پیش می رفت، نویسنده می تونست به یه موقعیت اجتماعی خوب برسه. همچنین سکه های دریک روانه جیب می شدند!

در قسمت بعدی مجموعه طنز نویسنده ایرانی: سفر در زمان به دوره تاریخی دیگه ای از ایران سفر می کنیم.

این مطلب به صورت اختصاصی برای سایت محتواکرافت تولید و منتشر شده. کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست.

این مطلب را به اشتراک بگذارید!

سفارش تولید محتوا

اگه به مطالب اختصاصی با این موضوع / عنوان / کلمات کلیدی / دسته بندی نیاز دارید، می تونید سفارش خودتون رو از طریق لینک زیر ثبت کنید.

مطالب پیشنهادی